برادر پروژه بازیگر قرارداد بازیگران اخبار فرهنگی و هنری

برادر: پروژه بازیگر قرارداد بازیگران اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار اجتماعی فقر زلزله اصلي است / صادق قشنگ کلام

زلزله کرمانشاه که آمد، به رغم کمک رسانی ارتش و هلال احمر مردم دسته دسته، کمک های خود را جمع آوری کرده، کامیون می گرفتند و جهت زلزله زدگان می بردند تا با دست خ

فقر زلزله اصلي است / صادق قشنگ کلام

صادق قشنگ کلام: فقر زلزله اصلي است

عبارات مهم : زلزله

زلزله کرمانشاه که آمد، به رغم کمک رسانی ارتش و هلال احمر مردم دسته دسته، کمک های خود را جمع آوری کرده، کامیون می گرفتند و جهت زلزله زدگان می بردند تا با دست خود هدایا را در اختیار مردم قرار دهند. در آن روز ها به رغم اعلام جمع آوری کمک های مردمی به وسیله بعضی نهاد های دولتی و شبهه دولتی، بعضی خیریه ها با اعلام شماره حساب خود میلیارد ها تومان پول جمع آوری کردند.

فقر زلزله اصلي است / صادق قشنگ کلام

در این میان صادق قشنگ کلام، استاد علوم سیاسی در اینستاگرام و تلگرام، شماره حساب خود را اعلام کرد تا هرکس میل به دارد به حسابش پول بریزد تا او به زلزله زدگان برساند. در آن وقت پرسش هایی مطرح گردید. از جمله اینکه آیا مردم خود کمک ها را به زلزله زدگان می رسانند؟ و ده ها پرسش دیگر که بیانگر زیاد کردن نسبی شکاف بین مردم و بعضی نهاد ها بود. چند ماهی از زلزله کرمانشاه گذشته است و کار بازسازی شروع شده است است.

«آرمان» با صادق زیباکلام در همین عنوان گفت و گو کرده که در ادامه می خوانید.

زلزله کرمانشاه که آمد، به رغم کمک رسانی ارتش و هلال احمر مردم دسته دسته، کمک های خود را جمع آوری کرده، کامیون می گرفتند و جهت زلزله زدگان می بردند تا با دست خ

زمان زلزله کرمانشاه و واریز کمک های مردمی ابتدا قرار بود این پول ها به زلزله زدگان داده شود. اعلام کردید به جای کارها کوتاه مدت مانند تهیه کانکس قصد دارید کارها پایدار انجام دهد و ایده دهکده امید مطرح شد. چه اندازه امیدوار هستید این طرح به مقصود برسد؟

به حول و قوه الهی، من امید فراوانی دارم که این طرح با موفقیت به مقصود نهایی خود برسد. البته این طرح فکر من زیباکلام نبوده چون بنده صلاحیت، تخصص و علم و دانش اعلام این طرح را نداشتم. بلکه این طرح محصول مشورت و همفکری با افرادی است که سال ها در منطقه کرمانشاه و کردستان سرگرم کمک به کودکان، زنان و مردان نیازمند و محروم بوده اند. به عبارت بهتر این پرسش مطرح شد که چگونه می توان با فقرگسترده ای که در دِه ها وجود دارد، مقابله کرد.

یعنی قصد دارید طرحی جهت مقابله با فقر درتمامی روستاهای کشور عزیزمان ایران اجرا کنید؟

به هیچ وجه. من آن قدر عقلم می رسد که در یک دِه هم نمی توانم فقرزدایی کنم چه برسد به سراسر روستاهای ایران. منتها من در حال مطرح کردن یک اندیشه هستم. از زمانی که در یاد دارم زندگی در دِه مترادف با فقر بوده و جوانان دِه تنها فکری که به خاطر همین اوضاع در مخیله داشتند، این بود که محل زندگی را ترک کرده و خود را به شهرها و مراکز استان ها برسانند. مهاجرت این افراد به شهرهای بزرگ تبدیل به پدیده حاشیه نشینی شد.

فقر زلزله اصلي است / صادق قشنگ کلام

تهران در وقت انقلاب ۴ میلیون جمعیت داشت ولی امروز بعد از چهل سال۱۴ میلیون جمعیت دارد. بخش عمده ای از چند برابری جمعیت به خاطر مهاجرت ها بوده هست. از یک سو شرایط بد اجتماعی در نتیجه حاشیه نشینی در حال به وجود آمدن است و از سوی دیگر موتور کشاورزی و توان این بخش به خاطر پدیده مهاجرت، هر سال ضعیف تر شده است هست، لیکن زمانی که نسل جوان دِه را ترک می کند و به شهر می رود دیگر نیروی کاری در دِه نخواهد ماند. در نتیجه این فکر همواره در ذهن من وجود داشته که زندگی در دِه نباید مترادف با فقر باشد.

ایده شما چیست؟

قرار نیست کارخاصی انجام دهم. جهت مثال همه اطلاع داریم که مقدار زیادی از حجم آب در کشور عزیزمان ایران هرز می رود. بخش عمده ای و حدود ۸۰ درصد از آب درکشاورزی مصرف می شود که تنها یک سوم آن استفاده بافایده می شود و دو سوم مابقی آن هدر می رود. آیا واقعا نمی توان آبیاری قطره ای را اجرایی کرد؟ منزل های این کشور به منشأ آلودگی خاک تبدیل شده است و فاضلاب در حال فرو رفتن در زمین هست. در مناطقی آب های زیرزمینی آلوده شده است و کیفیت خاک از بین رفته هست. بنابراین پرسش این است که آیا می توان در یک دِه تصفیه منزل احداث کرد تا آب فاضلاب تصفیه شود و از آن جهت گسترش کشاورزی آن هم به صورت قطره ای استفاده شود؟

زلزله کرمانشاه که آمد، به رغم کمک رسانی ارتش و هلال احمر مردم دسته دسته، کمک های خود را جمع آوری کرده، کامیون می گرفتند و جهت زلزله زدگان می بردند تا با دست خ

چه خدمات دیگری جهت این دِه تعریف شده است است؟

چیزی به نام محل فرهنگی و اجتماعی جهت اوقات فراغت و رشد دادن سطح فرهنگ جهت مقابله با مشکلاتی مانند فقر، بی آبی و ده ها مسئله دیگر را در دِه در نظر دارم. جهت نمونه در ثلاث باباجانی که مرکز زلزله کرمانشاه بوده و چند هزار نفر جمعیت دارد به اضافه چندصد هزار نفری که در روستاهای اطرف ساکن هستند، یک مرکز فرهنگی، سینما و یا کتابخانه وجود ندارد. مرکزی که هم سینما داشته باشد و هم کتابخانه و هم مرکزی جهت آموزش های فوق برنامه باشد، وجود ندارد.

فقر زلزله اصلي است / صادق قشنگ کلام

بنابراین ما قصد داریم در این دِه مرکز فرهنگی به وجود آوریم که این مرکز نه تنها مورد استفاده اهالی این دِه باشد، بلکه دِه های اطرف نیز که در چند کیلومتری این مرکز قرار دارند، بتوانند از این مرکز استفاده کنند. کار دیگری که قرار است در این دِه انجام شود این است که سیستمی طراحی شود که در مصرف نفت وگاز و گازوئیل و سوخت فسیلی صرفه جویی شود. در منطقه دشت ذهاب که زلزله آمده بیش از ۳۰۰ روز آفتاب با کیفیت خوب می تابد. در نتیجه در حال بررسی هستیم که آیا نمی توان از انرژی خورشیدی در این دِه استفاده کرد. این موارد بخشی از کارها ما خواهد بود.

آیا با این موارد جوانان به شهر مهاجرت نخواهند کرد؟

تنها توسعه بخش فرهنگی مدنظر ما نیست. درآن مجتمع فرهنگی تنها فیلم پخش نخواهد شد، این مرکز تنها کتابخانه ندارد. این مرکز تنها دارای مهدکودک نیست. کار اساسی که ما در اینجا انجام خواهیم داد، توانمند سازی زنان هم خواهد بود. یعنی زنانی که به هر علت نتوانسته اند سواد بیاموزند و در حد ابتدایی سواد دارند، آنها را تشویق به ادامه تحصیل می کنیم و یا کمک خواهد شد که اگر استعدادی در هنر های دستی دارند، شکوفا شود. تا بتوانند از این استعداد ها بهره ببرند. بعد از توانمند سازی ایجاد یک تعاونی را در دستور کار داریم تا بعضی از محصولات کشاورزی دامی و صنایع دستی این دِه بسته بندی و به بازار عرضه و یا حتی از مرز کرمانشاه صادر شود. اینها مواردی است که توانایی انجام دارد.

آیا این کارها پاسخگو خواهد بود؟

قطعا این گونه هست. به ثمر نشستن این مورد مانند خم رنگرزی نیست که پارچه را در آن بیندازیم و رنگ بگیرد.

آیا مسئولان دولتی با شما همکاری کرده اند؟ شایعات زیادی در این زمینه مطرح شده.

من نمی توام پاسخ دقیقی به این پرسش بدهم لیکن هم همکاری کردند، هم نکردند. هم سنگ اندازی کردند. هم سنگ اندازی نکردند. البته بعضی ها تلاش کردند که نتوانیم موفق شویم.

چرا مسئولان استانی نباید بخواهند شما موفق شوید؟

دلایل زیادی وجود دارد. شاید بعضی ها بدشان نیاید که بگویند مردم اشتباه کردید که به زیباکلام اطمینان کردید و شاید هم بعضی بدشان نیاید که این پول هدر رود تا به مردم بگویند باید به فلان ارگان امدادی پول می دادید نه به صادق زیباکلام.

یعنی شما فکر می کنید ممکن است کسی این طور فکر کند؟

نه؛ آن قدر هم نباید سیاه و سفید دید ولی بعضی وقت ها بهانه هایی مطرح می شود که چنین برداشت هایی درست به نظر می رسد.

کمی زیاد توضیح می دهد؟

برای نمونه به من گوشزد می کنند که آقای دکتر شما بسیار بلند پروازانه به دهکده امید فکر می کنید و قطعا شما نمی توانید که این پروژه را به اتمام برسانید و در نتیجه نصف و نیمه کارها شما در این دِه رها می شود و مردم از ما می خواهند روندی که شما در این دِه شروع کرده اید را ادامه دهیم.

درست نمی گویند؟ ممکن است موفق نشوید. تعهدی نداده اید که دهکده امید را حتما به نتیجه برسانید و دیر یا سریع پول کم خواهید آورد.

ما تا آنجا که بودجه در اختیار داریم این طرح را جلو خواهیم برد و منظم به مردم گزارش خواهیم داد. طبیعتا از مردم تقاضای کمک خواهیم کرد. مردم پشت مرا خالی نخواهند کرد. چون ما بودجه دولتی نداریم، در نتیجه از مردم کمک خواهم گرفت. اگر مردم کمک کردند طرح ها را جلو خواهیم برد در غیر این صورت اعلام می کنم نمی توانیم زیاد جلو برویم.

مشخص ترین اقدامی که قصد انجام آن را دارید جز انرژی خورشیدی، استفاده از آبیاری قطره ای و تصفیه فاضلاب، چیست؟ به عبارت بهتر مشخص ترین کار فرهنگی شما چیست؟

مشخص ترین کار من ایجاد یک مرکز فرهنگی به یاری مردم است تا همان طور که اعلام شد، بانوان توانمند شوند. هم پرسشها اوقات فراغت آنها حل شود و هم زمین ورزشی داشته باشند تا جوانان از روستاهای متفاوت بتوانند تیم های روستایی ورزشی داشته و با هم مسابقه کنند. حتی چون مردم کُرد موسیقی های خاصی دارند و حتی بسیاری از بزرگان موسیقی از این دیار هستند، باید در این دِه به ترویج موسیقی محلی پرداخت. کانون فرهنگی با این خصوصیات ایجاد خواهد شد تا روستای سراب ذهاب قادری به پایلوت فرهنگی تبدیل شود.

اگر پول کم آورید قرار است داستان های نیمه تمامی که در بم هم نا تمام ماند، تکرار شود؟ شما که خودتان همواره از چنین اقداماتی از سوی دولت های متفاوت انتقاد نکرده اید؟ چه تضمینی وجود دارد که در مورد روستای امید این تجربه تکرار نشود؟

من خودم این احتمال را داده ام ولی ابتدائا قرار است این طرح ها را محدود انجام دهم. اساسا یکی از دلایلی که روستای سراب ذهاب قادری را جهت اجرای این پروژه گزینش کردیم این است که این دِه نسبتا کوچک است حدود ۷۵ خانوار دارد و احتمالا با همین مبلغ فعلی و مبالغی که مردم کمک خواهند کرد، بتوانیم این پروژه را به اتمام برسانیم.

یکی از انتقاداتی که به شما وارد می شود این است که آیا این گونه کمک های مردمی را خرج می کنید؟ جهت نمونه قصد دارید فاضلاب این دِه را تصفیه کنید، آب آن را در کشاورزی استفاده و لجن حاصل از تصفیه را به کود تبدیل کنید. این ایده جالب است ولی چه تضمینی وجود دارد که این فرایند ادامه داشته باشد. نگهداری آن هزینه می خواهد. ازکجا معلوم روستایی ها آن را ادامه دهند؟

باید به اهالی این دِه آموخت که تصفیه فاضلاب چه فایده ای دارد. من نظری دارم که شاید از سر خوشبینی باشد. من باور دارم که خود اعضای این دِه به هیچ وجه اجازه نخواهند داد این تصفیه منزل تعطیل شود و قطعا از آن استفاده خواهند کرد. چون جهت آنها نتیجه خواهد داشت، زمین آنها از آب همین تصفیه منزل سبز خواهد شد. بنابراین من اصلا این دید منفی را ندارم که پروژه بعد از به نتیجه رسیدن شکست خواهد خورد چون اهالی این دِه به بهره برداری از این پروژه ها به دلایل متفاوت از جمله دلایل اقتصادی ادامه خواهند داد.

غیر از علاقه بعضی به شکست صادق زیباکلام، چه دلایل دیگری می تواند جهت مخالفت با این طرح وجود داشته باشد؟

دلایل دیگری که می تواند وجود داشته باشد این است که بعد از اجرای این پروژه مردم می توانند به استاندار کرمانشاه، فرماندار قصر شیرین، به مدیر جمهور به وزیرکشاورزی، وزیر نیرو اعلام کنند که اگر یک استاد دانشگاه از پایتخت کشور عزیزمان ایران با کمک مردم توانسته در یک دِه در این حد موفق باشد، بعد آقای مدیر جمهور، آقای وزیر، آقای نماینده قصر شیرین، شما چه کار کردید؟ شما آیا دست به این کارها نزدید؟ آیا زیباکلام توانست ولی شما نتوانستید؟ یعنی کارها من باعث بالارفتن سطح توقعات می شود و بعضی دوست ندارند چنین مطالباتی را از آنها بخواهند.

انتقاد دیگری که به شما وارد می شود این است که این پول را مردم به زلزله زده ها دادند ولی شما این کمک را صرف یک دِه خواهید کرد. پاسخ شما به این اشکال چیست؟

من اساس این انتقاد را قبول دارم، ولی حدود ۲۰۰۰ دِه بین ۵ تا 100 درصد مانند روستای سراب ذهاب قادری با خاک یکسان شده است اند. چگونه باید جهت کمک به همه برنامه ریزی کرد؟ اتفاقا یکی از مسئولان به من گفت به جای اینکه شما در یک دِه این کمک ها را خرج کنید، به هر دِه صد کیسه سیمان بدهید یا ۵۰ مدرسه بسازید یا ده زمین فوتبال بسازید. به نظر من این انتقاد وارد است و من باید این پول را جهت همه زلزله زده ها خرج می کردم ولی همه زلزله زده ها به یک میزان نیازمند نیستند.

در ضمن اگر به همه کمک کنم نمودی از این اعتماد مردم به من در کرمانشاه مشخص نمی شود. واقعا اگر بخواهم کمک های مردم را بدهم اتفاق خاصی نمی افتد. نشانه ما هم کمک به زلزله زده هاست هم اینکه نشان دهیم راه درست زندگی روستایی چگونه باید باشد. البته شما می توانید کار مرا غیر عقلانی و حتی غیرعادلانه بدانید، ولی نشانه این است که من نشان دهم زندگی روستایی مترادف با فقر نیست. بسیاری از زلزله زدگان می توانند به من انتقاد کنند که آیا با پول ما می خواهی این طرح را جا بیندازی که زندگی روستایی مترادف با فقر نیست و آیا هزینه آن را ما روستاییان و زلزله زدگان کرمانشاه باید بدهیم؟ من پاسخی ندارم ولی امیدوارم در بلندمدت این مساله به شکلی جبران شود. درست آن بود که سه چهار میلیارد واریز شده است را به طور مساوی تقسیم می کردیم. البته هم خسارات وارد شده است مساوی نیست هم اینکه زلزله مهم در کرمانشاه فقر است.

از چه چیز در این مسیر می هراسید؟

بیشترین ترسی که داریم این است که اگر زمین بخورم و من زیباکلام شکست بخورم، خیلی ها خواهند خندید. البته نه به صادق زیباکلام، به زیباکلام بخندند خوشحال می شوم ولی آنچه باعث ناراحتی من می شود این است که حسی که با وقوع زلزله کرمانشاه به وجود آمده، لطمه ببیند. مردم به من با جان و دل پول دادند تا به زلزله زدگان کمک کنم. من دلواپس اعتماد مردم هستم وگرنه صادق زیباکلام که کسی نیست. من دلواپس اعتماد مردم هستم که اگر خدای نکرده اتفاق ای که در گذشته به وجود آمد و حس همدردی که به وجود آورد، از بین برود و در این صورت اعتماد مردم از بین خواهد رفت. این عنوان جهت من مهم است که مردم با خود بگویند کار درستی کردیم که به صادق زیباکلام اعتماد کردیم. به عبارت دیگر این طور نشود که مردم با خود بگویند اشتباه کردیم. من دلواپس از بین رفتن حس اعتمادی هستم که باید در جامعه وجود داشته باشد.

آقای دکتر الان در آمریکا کلینتون و بسیاری از افراد مطرح در دوران بازنشستگی خیریه دارند و کار خیر انجام می دهند. شما نمی خواهید در امور خیریه فعال باشید؟

این همان مورد است که من تاکید دارم. شکست زیباکلام مهم نیست. من می خواهم این ایده و فلسفه که باید به دانشگاهیان و شخصیت های اجتماعی اعتماد کرد، به آنها پول داد که آنها کارها عام المنفعه انجام دهند از بین نرود. من نمی خواهم آن شور و حرارتی که در ۲۱ آبان تا ۲۳ آبان در کشور عزیزمان ایران به وجود آمد و مردم با جان و دل هزینه می کردند، از بین برود، لیکن اگر من پیروز شوم این اقدام مقدمه کارها دیگر خواهد شد. آن وقت در حوادث احتمالی بعدی یک صادق زیباکلام نخواهد بود. چند صادق زیباکلام خواهد بود که مورد وثوق مردم هستند. در حالی که من اگر شکست بخورم در فاجعه بعدی مردم خواهند گفت دفعه قبل ما به زیباکلام پول دادیم ولی مشخص نشد این پول ها کجا خرج شد. من دلواپس از بین رفتن امید و اعتماد مردم هستم.

امیدواریم جهت اینکه این حسن همدردی ملی از بین نرود صادق زیباکلام موفق شود.

من هم امیدوارم و همه دعا کنیم این حسن اعتماد نه به صادق زیباکلام بلکه حس اعتماد مردم به هم از بین نرود.

متشکرم آقای دکتر.

من هم از شما متشکرم که پیگیر مطالبات مردم از من هستید.

واژه های کلیدی: زلزله | اعتماد | کرمانشاه | کرمانشاه | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs